تبلیغات در اینترنتclose
چرا ثروتمندترین مرد چین پیش از میلیاردر شدن شادتر بود
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
چرا ثروتمندترین مرد چین پیش از میلیاردر شدن شادتر بود
www.synopticclimate.ir
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیاقتصادیچرا ثروتمندترین مرد چین پیش از میلیاردر شدن شادتر بود

سفارش کتاب و مقاله
تعداد بازدید : 168
نویسنده پیام
rezadehghan آفلاین


ارسال‌ها : 4
عضويت : 15 /11 /1396
چرا ثروتمندترین مرد چین پیش از میلیاردر شدن شادتر بود

قانون جذب ثروت : جک ما مؤسس و رئیس اجرایی فروشگاه اینترنتی علی بابا، در سپتامبر سال گذشته پس عرضه عمومی سهام شرکتش، با 36 میلیارد دلار ثروت به ثروتمندترین مرد چین مبدل شد. اما…… اما جک ما، با پولی که هنگام تحصیل با کارکردن به دست می آورد، شاد یا دست‌ کم شادتر از حالا بود. جک ما، پس از فارغ‌ التحصیل شدن در 1988، کارش را به عنوان معلم انگلیسی در یک دانشگاه محلی در شهر زادگاهش هانگ زهو در چین شروع کرد. براساس اسنادی که در زندگی نامه او به نام “کروکودیل در یانگ تسه” آمده، او در ماه 12 دلار درآمد داشته است.جک ما، در یک سخنرانی در “باشگاه اقتصادی نیویورک” این دوره از زندگی‌ اش را بهترین بخش زندگی‌ اش توصیف کرد. وی توضیح داد که وقتی شما پول خیلی زیادی ندارید، می دانید که چگونه خرجش کنید. اما زمانیکه تبدیل به یک میلیاردر می‌ شوید، مسئولیت‌ های بسیار زیادی بر دوش شما گذاشته خواهد شد.“وقتی ما زیر یک میلیون دلار داریم، می‌ دانیم که چگونه آن را خرج کنیم، بیش از یک میلیون، دیگر پول ما نیست. پولی که امروز من دارم، پول من نیست، مسئولیت من است. اعتماد مردم به من است.” وی ادامه داد “من آن را در جهت راهمان خرج خواهم کرد.” این اولین باری نیست که جک ما در مورد بار مسئولیت‌ های یک میلیاردر صحبت میکند. وی قبل از این هم در یک سخنرانی در پنلی در نیویورک از دوره معلمی‌ اش به عنوان یک دوره خارق‌ العاده یاد کرده است. او گفته بود: شخصی با یک میلیون دلار پول، آدمی “خوش شانس” است، اما وقتی به ده میلیون دلار میرسد، می توان او را آدم “مشکل داری” دانست!

بعد از عرضه عمومی سهام علی بابا، او به CNBC گفت که فشار زیادی از بابت مسئولیتی که بر دوشم قرار گرفته است احساس میکنم، به ویژه که حالا تمام جهان بر ارزش سهام علی بابا متمرکز شده است. او اضافه کرده بود: “عرضه عمومی سهام خیلی عالی است… من از نتایج آن راضی هستم. اما، صادقانه بگویم وقتی نگاه سنگین و انتظارات آنها را مشاهده میکنم، فکر میکنم که من هم مسئول هستم که آرامشم را حفظ کنم و خودم باشم.”پیش از هر چیز بگویم که من مشکلی با پول، به ویژه از نوع زیادش ندارم! گرفتاری‌ های پول کم یا درآمد کم هم را به خوبی می ‌شناسم. اما شاید اکثر مردم فکر می کنند به همان اندازه که میزان پول یا درآمدشان بالا میرود، میزان شادی و یا احساس خوشبختی و حال خوب آنها هم افزایش پیدا میکند. اما نتایج تحقیقاتی که توسط محققان در دانشگاه های معتبری مانند پرینستون و استنفورد انجام شده است، خلاف این باور عمومی می باشد.مورد جک ما موردی استثنایی نیست. تحقیقات روانشناسان، اقتصاددانان و جامعه شناسان در دانشگاه‌ های گوناگون نشان داده است که نقش پول در ایجاد احساسات مثبت مانند شادی و احساس خوشبختی نقشی پیچیده است. رابطه پول و احساس خوشبختی رابطه‌ ای مستقیم و یک سویه نیست که هرچقدر پول بیشتری به دست بیاوریم، احساس خوشبختی و شادی ما هم بیشتر خواهد بود. البته در ابتدای امر و تا حد مشخصی، حتماً چنین رابطه ای وجود دارد. اما پس از آن لزوماً نه.

اجازه بدهیم که این وضوع را با یک نمونه توضیح بدهم. فرض کنیم که ما کسی هستیم که در ماه حدود دو میلیون تومان درآمد داریم. به طور طبیعی با 24 میلیون تومان در سال، بسیاری از نیازمندی‌ های ما برآورده نخواهد شد. اگر بخواهیم اجاره خانه را نیز از حقوق‌ مان پرداخت کنیم، در شهری مانند تهران باید حداقل نیمی از درآمدمان را به آن اختصاص بدهیم. بنابراین بسیاری از نیازهای اولیه ما و خانواده‌ مان بی‌ پاسخ خواهد ماند. در چنین شرایطی اگر درآمد ماهانه ما به 4 میلیون تومان افزایش یابد میزان شادی و احساس خوشبختی ما تقریباً صددرصد بیشتر خواهد شد. چرا که می‌ توانیم با اضافه درآمدمان بسیاری از مشکلات و موانع زندگی را از پیش پا برداریم. خانه بزرگتری که مورد نیاز ما و خانواده‌ مان است را فراهم نماییم و یا حتی مبلغی را پس‌ انداز کنیم که علاوه بر این که از سود آن استفاده می کنیم، احساس امنیت ما را هم بیشتر خواهد کرد و این امیدواری را در ما ایجاد میکند که با پس اندازهای‌ مان در مدت معقولی بتوانیم خانه‌ ای هم بخریم. پس کیفیت زندگی ما و احساس رضایت از زندگی ما به همان میزان بیشتر خواهد شد.

حال بیایید تصور کنیم که درآمد ما از 4 میلیون به 20 میلیون افزایش می یابد. اگر بر حسب معادلات خطی بخواهیم حساب کنیم با افزایش پنج برابری درآمد، میزان شادی ما باید پنج برابر بالا برود. اما چنین نیست. اینجا دیگر براساس تحقیقات پژوهشگران اگر اساساً چیزی به شادی و احساس خوشبختی ما افزوده شود، بسیار کم و در حد چند درصد است. چرا که نیازهای اساسی برآورده شده‌ اند. به عنوان مثال، اگر قبلاً خانه‌ ای با یک اتاق خواب داشتیم و این برای ما و فرزندانمان بسیار کم بود و این موضوع باعث ناراحتی ما میشد، با افزایش درآمدمان توانسته‌ ایم خانه‌ ای با سه اتاق خواب تهیه نماییم و حالا به اندازه کافی اتاق برای تمام افراد خانواده وجود دارد. اکنون افزایش رضایت از زندگی و شادی ما کاملاً محسوس است. حالا فرض کنیم که درآمدمان مجدداً افزایش یافته و ما خانه‌ ای با پنج یا شش اتاق خریده‌ ایم. مطمئن باشیم که میزان شادی ما به اندازه موقعی که خانه سه اتاق خوابه خریده بودید نیست. حتی به چهار ماه نخواهد رسید که ما به لحاظ احساسی و عاطفی در جایی خواهیم بود که پیش از افزایش مجدد درآمدمان بودیم.افزایش درآمد بسیار زیاد، اگرچه نقشی نسبتاً زیاد در رضایت از زنگی دارد، اما نقش چندانی در ایجاد شادی ندارد. چندان که در مورد جک ما نداشته است. علاوه بر این حالا گرفتاری‌ های مربوط به نگهداری اموال، احساس این که دیگران در حال سوء استفاده از ما هستند، نگرانی بابت سقوط فلان بازار و انواع تنش‌ های دیگر به سراغ ما خواهد آمد. به عبارتی ما نگهبان عمارت مالی خواهیم بود که ساخته‌ ایم.می دانم بسیاری از خوانندگان این مطلب خواهند گفت بگذار ما میلیاردر بشویم بعداً فکر برای شاد نبودن خواهیم کرد! من مخالفتی ندارم. حتما میلیاردر بشوید! معنای این حرف‌ های به ویژه برای کارآفرینان جوان، این نیست که به سراغ کارهای بزرگ یا پول‌ های بزرگ نروند. اگر دوست دارید حتماً اقدام کنید. اما بدانید اگر با پیلبانان دوستی می‌ کنید، باید خانه‌ ای درخورد پیل بسازید. به عبارتی بدانید که وقتی به پول زیاد رسیدید، باید انتظار چه چیزهایی را داشته باشید یا نداشته باشد؛در ضمن ما را هم از یاد نبرید!

امضای کاربر :
غصه نخور، قصه نویس خداست...!!
دوشنبه 20 فروردین 1397 - 15:00
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.



تمامي حقوق محفوظ است . طراح قالبــــ : روزیکســــ

در گوگل محبوب میکنم
لطفا جهت حمایت روی +1 کلیک کنید